X
تبلیغات
نماشا
رایتل
پنج‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1390

استاد عزیزم! یک‌بار دیگر، بیا و درسم بده.

این چند خطِ شکسته و ریخته را، تقدیم می‌کنم به آموزگاری که، روزی و روزگاری سخت دوستش داشتم. ولی گفتن نمی توانستم و از همین رو می‌آزردمش. اکنون سخت شرمنده اش هستم، ای‌کاش یک‌بار دیگر ببینمش و از کارهای بدم پوزش به‌خواهم

روز معلم به او و تمام آموزگاران دنیا مبارک باد.

 

یادِ آن روزها به‌خیر، چه روزهایی بودند

یادِ آن روزها به‌خیر، آموزگار عزیزم! ای‌کاش ما قدر تو را می‌دانستیم، و در می‌یافتیم که چه‌قدر مهربان بودی و تا چه حدی می خواستی ما درس خوان باشیم و در آینده یک چیزی شویم

استاد عزیزم! از تمام شوخی ها آزار و اذیت دادن‌ها، و تمام کثافت‌کاری هایی را که می‌کردیم، سخت پوزش می خواهم. و شرمنده ات هستم.

ای‌کاش! یک‌بار دیگر، برگردم به همان روزها و این‌بار بی هیچ شوخی و شیطنتی، خاموش و آرام به حرف هایت‌‌، ‌به درس هایت گوش دهم . و همه را به حافظه به‌سپارم

کاش! یک‌بار دیگر برگردم به همان صنف و همان لحظه ها، اما این‌بار هیچ‌گاه سوی پنجره نخواهم دید و با هیچ رهگذری حرف نخواهم زد، چپ و آرام به درس گوش خواهم داد. در کتابچه ام رسم قلب تیر خورده و   آی لف یو نخواهم نوشت. و از کتابچهء نوت الجبرم گلچین رباعی و دوبیتی نخواهم ساخت. مطمئن باش، این‌بار مانند یک آدم، درس خواهم خواند.

این‌بار هیچ هم‌صنفی ام را ریش‌خند نخواهم کرد. و بر پشت هیچ رفیقی کاغذ‌چسپ نخواهم زد. این بار در صنف ساجق نخواهم جوید. و بر کالا و موهای هیچ کسی نخواهم چسپانید.

استاد عزیزم!  برایت قول می‌دهم  که این‌بار هیچ غولکی را با خود به صنف نمی آرم و دیگر هیچ کاغذ پاره و هیچ کلوخی را در غولک نمی گذارم و کسی را با آن نخواهم زد.

استاد عزیزم! باور کن پشتِ تو و درس‌هایت سخت دِق شده ام و دل‌تنگم

فقط یک بار دیگر بیا و درسم بده.

قول می دهم که دگر آزارت نمی دهم. و در صنف موبایلم را روشن نمی کنم و آهنگ نمی شنوم حاضری را نمی دزدم و بلندبلند گپ نمی زنم. سر و صدا و هیاهو به راه نمی‌اندازم

موهای هیچ‌کسی را نمی کشم و با سنجاق کسی را سیخ نمی‌زنم. باور کن حالی بچهء خوب شده ام و دیگر آن بهروز شوخ و لعنتی نیستم.

استاد عزیزم یک‌بار دگر بیا و درسم بده.

استاد عزیزم! سخت دوستت دارم، روزت مبارک باد.