X
تبلیغات
دکتر وقردوست
شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1390

ژکفر حسینی، پرچمدار بزرگ ادبیاتِ ما

تقدیم به استاد ژکفر حسینی ، مردی که ادبیات نسلِ نو و دههء هشتادِ ما مدیونش است .

هنگامی که برای نخستین بار ، پایت به انجمن قلم باز می شود . حیران و متعجب می شوی .چشمت به گنجینه یی از شاعر ، داستان نویس ، روزنامه نگار ، مترجم و شخصیت های گوناگون فرهنگی و ادبی افغانستان می افتد . چهره هایی سخت نام آور، و بزرگانی که تنها از دریچهء تلویزیون به آنها نگریسته یی و یا فقط نبشته های شان را خوانده یی . وقتی که با این کلکسیون زنده ی ادبیات رو برو می شوی . دست پاچه می شوی ، شرم گین و نابلد در کنجی می نشینی و خیره خیره به این جمعیت می نگری . نه باکسی شناختی داری و نه کسی تحویل ات می گیرد و نه خودت جرات می کنی که پیش بروی و با کسانی که سخت مشتاق دیدارِ شان استی دست بدهی .
در میان این جمع ، چشمت به مردی می افتد . میانه سال ، نه چندان بلند و نه چندان کوتاه ، با سبیل های سیاه و رخساری بشاش و مهربان لبخندی برلب . از مهمانانِ گونه گون پذیرایی می کند . این میزبان سخت متواضع و خاکسار است . با بزرگواری شگفتی انگیزی ، در تکاپو است . گاهی عکس می گیرد . گاهی با تازه واردی احوال پرسی می نماید . برای مهمانان و لو هر قدر خُرد سن باشند چوکی می آورد . رهنمایی می کند . نور چراغ ها را تنظیم می کند . به تهیه چای و شیرینی می پردازد ... خلاصه هزارویک گونه مهربانی می کند . که از شرم آب می شوی و زبانت بند می شود و حتی یک تشکر هم نمی توانی بگویی . این مرد عجب مهربان است . از این همه فعالیت و مهربانی اش می پنداری که تنها او در این انجمن است . و اوست که با کمالِ بزرگی دسته دسته کتاب برای مهمانان می آورد . و اوست که با انبوه کتاب در زیر بغل دوستان را بدرقه می کند . و به هر کدام انباری از کتاب می دهد . این مرد چشم و چراغ انجمن قلم است . و انجمن قلم چشم و چراغ ادبیات معاصر افغانستان .
وقتی که در می یابی همین مرد خوش برخورد و خوش سخن است استاد ژکفر حسینی است . دهانت از تعجب باز می ماند . مردی که هیچ کتابی در دهه ی هشتاد بدون همکاری اش جامه ی چاپ نپوشیده است . و طرح های معروفش این کتاب ها را دو چندان زیباتر ساخته اند
این مرد، غنیمت بزرگیست برای ادبیات و فرهنگ ما .
انجمن قلم را با مهربانی هایش تبدیل به مکانی نموده که آدم می تواند لحظه یی نفس راحت بکشد و زندگی را با همه دغدغه هایش فراموش کند .
دستکم برای من ، انجمن قلم تبدیل به یک درمانگاه روانی شده است . تمام ناراحتی هایم را در اینجا فراموش می کنم . و غم هایم گم می شوند .
صدهزار درود بر استاد ژکفر و صد هزار سپاس از این همه زحمات شان که برای آینده ی ادبیات می کشند .

بهروزخاوری
کابل