X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390

الماس شرق! زود شکستی هنوز وقتش نبود .

یکم :

احمدظاهر،احمدظاهر، احمدظاهر!

این مرد چه جادویی دارد که پس از گذشت سی و دوسال هنوز هم نامش بر زبانها جاریست ؟ ونه تنها کمرنگ نشده بل روز به روز پررنگتر میشود . ودلها را به تپش در می آورد و به سوی آسمان پر میکشد . این نام همچون ستاره یی تابناک بر آسمان خاطره های مردم ما میدرخشد و تا ابد خواهد درخشید .

او که در دودمانی بزرگ و محتشم بدنیا آمد وسراسر زندگی کوتاهش را پرشکوه و محتشمانه زیست و به پلیدی ها و پلشتی ها سر فرود نیاورد و برهیچ آستانی بوسه نزد میتوانست دست به دامان خاندان شاهی زند و مانند پدرش به مناصب بزرگ دولتی برسد چرا اینکار را نکرد ؟

اوکه میتوانست لب از گفتن فروبندد و خاموشانه بدبختی ملتش را نظاره کند و جان خود را چون هزاران دیگر نجات دهد و به غرب رود و زندگی آرام وبی دردسری را آغاز کند . چرا در آن سالهای شوم و شقاوت از افغانستان خارج نشد ؟ آیا نتوانست بگریزد یا نخواست که بگریزد ؟

دو :

احمدظاهربرای من مردی شگفت انگیز و آزاده نموده و مینماید . او در دورانی چشم به جهان گشود که استبداد کبیر بر کشور فرمان میراند و خاتم مملکتداری در انگشت مردی چون محمدهاشم بود که دمار از روزگار آزادیخواهان بیرون کرد و هزاران خانواده ی روشنفکر و آزادیخواه را به خون وخاکستر نشانده بود .

 . احمدظاهر در چنین دوره یی به دنیا آمد

او در روزگاری به جوانی و نوجوانی رسید که تازیانه های تلخ تحقیروتوهین برگرده ی روشنفکران وآزادگان فرود میامد . و کسی نمیتوانست دم بر آرد .روزگاریکه چنگالهای پولادین استبداد آل یحیی هر صدای بر افراشته از آزادی را در گلو میفشرد و خفه میساخت . در چنین روزگاری بود که او نخستین آهنگش « آخر ای دریا ،ای دریا، توهمچون من دل دیوانه داری » را خواند  و به بلبل حبیبیه شهرت یافت و آتش در دلهای همگان زد . چه کسی است که از شنیدن این آهنگ به هیجان نیاید و یکجا با بلبل حبیبیه زمزمه اش نکند ؟

سه :

احمدظاهر در نخستین آهنگ هایش با داشتن آواز جادویی و حنجره ی طلایی شهرت یافت و این شهرت چون سگی وفادار در همه جا وهمه عمر بدنبالش شتافت و هرگز رهایش نکرد .

اوکه در نزد هیچ استادی زانو نزده بود و هیچ آموزش اکادمیک و منظم در آوازخوانی نداشت ( البته رهنمایی ها و همکاری ها ی دوستان هنرمندش را فراموش نمیتوانیم کرد ) با استعداد و شایستگی خدادادی اش توانست پشت همه آموزش یافته گان را بر زمین زمین زند و سالیان سال بردلهای مردم فرمان براند آیا شگفتی انگیز نیست ؟

این توانایی ، لیاقت و استعداد بی مانندش در هنر موسیقی اگر از یکسو یاد اورا در قلب ها ماندگا

ر ساخت از دیگر سو بلای جانش گردیده و صدها بلا و بدبختی را برایش به ارمغان آورد . او که عشقی جنون آمیز به موسیقی داشت و حاضر شد همه چیز خود را بخاطرموسیقی ازدست بدهد و از دست هم داد . چه کسی از وی آنگونه که در خورش بود قدردانی کرد ؟ در زمان حیاتش نیز  خرده بروی گرفته شد و اکنون که دیگر در میان ما نیست بازهم بر وی خرده هایی گرفته میشود و حرف های حق وناحقی در موردش زده میشود . امروز هم با اینکه در قلب ملیون ها هواخواه اش جا دارد کسی مقبره اش را نمیسازد و دولت مافیا و مفسد ما خود را به خواب خرگوشی  زده و با اینکه ملیاردها دالر را به باد هوا دادند دو دالر برای هنرمند بی بدیلی چون احمدظاهر مصرف نمیکند .

چهار :

احمدظاهر براستی هم مرد بزرگی بود .  جدا ازسخاوت و بذل و بخشش هایش به گدایان و بینوایان  و جوانمردی هایی که ازوی حکایت میکنند

در وجودش توفانی از آزادی ، آزادگی ، و آزادی خواهی در تلاطم بود . او در بدترین روزگار و در زیرساطور سرکوب و ستم رژیم های دشنه و دشنام آهنگ های بسیار انقلابی و پرخاشگرانه یی خواند و ملیون ها دل با احساس و آزاده را آمده ساخت تا  برضد رژیم به پاخیزند .

کدام هنرمندی بجز احمدظاهر میخواست  در آن زمان ساطور وستیز آهنگهایی چون . «من نگویم مرا از

قفس آزاد کنید ، وقتیکه دل تنگ است فایدش چیست آزادی ، زندگی آخر سراید بندگی در کار نیست، صیاد صیاد مرنجان نیم جانم را » و دیگر آهنگهایی ازین نوع را بخواند . احمدظاهر هنرمند سنت شکن و آماتور بود با درهم آمیختن موسیقی اصیل و بومی ما با  آلات و وسایل مدرن غربی و بهره گیری از شگردهای خواننده گان غربی و هندی انقلابی را در موسیقی ما بوجود آورد . البته سهم شادروان فضل احمد نینواز و دیگر دوستان و همکاران احمدظاهر نیز بسیاربرجسته و فراموش ناشدنی است 

چه کسی امروز از شنیدن آهنگ  «بنازم قلب پاکت مادر من » دلش از اندوه مالامال نمیشود ؟ و کدام عاشق است که آهنگهایی چون «ازاینجا تا شمالی کار دارم و خدابود یارت  یا  بوی تو خیزد هنوز بوی تو از بسترم »  نگریاندش ؟

پنج :

احمدظاهر چگونه ترور شد ؟ چه جریانی سبب شد تا الماس شرق ما بشکند ؟  چگونه وکیها این آواز بینظیر و این هنرمند بزرگ را  خاموش ساختند و چرا ؟  . چرا هیچ قلم بدستی  درباره ی مرگ این بزرگمرد پژوهشی نمیکند ؟ و همه سکوت کرده اند چه رازی درین میان نهفته است ؟

تنها رزاق مامون روزنامه نگار و پژوهشگر شناخته شده حرفی چند را درین باره به تحریر در آورده که به عنوان نخستین پژوهش درباره ی قتل مرموز و بحث برانگیز «بلبل حبیبیه » در خور ستایش است . چرا هیچ روزنامه نگار، نویسنده و پژوهشگردیگری پای پیش نمیگذارد و چیزی درین مورد نمینویسد ؟

آیا سبب قتل احمدظاهر تنها موضوع خالده و داوود تلون بود ؟ یا طوریکه بعضی ها میگویند .

پای عشق دختر حفیظ الله امین سردمدار قدرتمند وقت نیز درآن قضیه دخیل بود .

آیا فکر نمیکنید که انتقاد صریح و رک وراست احمدظاهر در آهنگ هایش و به ویژه در آهنگ پرآوازه یی «دنیا همه بکام امین است ،امین است » از این زمامدار خشن و خون آشام . سهمی در مرگ احمدظاهر داشته باشد .

چرا پاچا ، شهلا وشکیلا  به عنوان بخشی از نقشه ی ترور احمدظاهر زنده وسلامت در آنسوی آبهای کبود بسرمیبرند . وحداقل به پای میز محاکمه کشانیده نمیشوند . تا بخشی از حقایق نا گفته گفته آید و روزنه ی کوچکی به این حجره ی تاریک و پراز اسرار گشوده شود .

آیا رژیم  توطئه و ترور تره کی ـ امین میتوانست  احمدظاهر ستیزه گر و ستم ناپذیر را با آهنگ هایی سراپا آزادی و آزادگی اش دربیخ گوش خود تحمل کند ؟

وبگذارد این آهنگها ملیونها قلب را به تپش آرد و روح خفته ی آزادگی را در مردم بیدار کند آیا محبوبیت بیش از حد احمدظاهر برای رژیم منفور و منزوی و سردم داران قاتل و قصابش قابل پذیرش بود ؟

شش :

کسان دیگری نیز همسان احمدظاهر اند که درسنین کم به شهرت و محبوبیت رسیدند و دریغا زود رفتند ولی یاد شان باقی ماند .  ایشان رخ در نقاب خاک و خموشی کشیدند . ولی خاطره هایشان در دل هواداران شان ماندگار شد

فروغ فرخزاد ، بروسلی ، الویس پریسلی ، وحیده رحمان ، دیویا بهارتی و براندن لی و چند تن دیگر ازین شمارند که سرنوشتی همگون با احمد ظاهر داشته اند . معاصرش یا در عصری نزدیک به وی بوده اند و همه همانند هم به گونه ی دردانگیزی مرگ های مبهم و راز آلودی داشته اند .

احمدظاهر و بروسلی هردو سی وسه سال عمر کردند و هردو به گونه ی نامعلومی نابود شده اند و در باره ی مرگ هردو تا کنون کسی  بدرستی تحقیق نکرده و قلم نزده است .

احمدظاهر و فروغ فرخزاد هردو ظاهرا در حادثه ی ترافیکی جان سپرده اند

احمدظاهر و الویس پریسلی هردو آوازخوانان پرآوازه یی بودند و هر دو درسنین جوانی درگذشتند مدل موها و تیپ شان خیلی به هم نزدیک بود که بسیاری ها عقیده داشتند احمدظاهر از الویس تقلید کرده است

هفت :

احمدظاهر در روز بیست و چهارخرداد(جوزا ) چشم به این دنیای ناجوان باز کرد و در همین روز چشم از دیدن زمانه ی غدار فرو بست . که این میتواند از شگفتی های روزگار باشد . او در سن بسیار کمی توانست به شهرت و محبوبیت فوق العاده و فراتر از مرزها برسد . درمدت کمتر از یک ونیم دهه توانست که بیش از پنجصد آهنگ بسراید که تا امروز از بهترین ترانه ها وسرودهای روزگار به شمار میروند . امروز نیز آهنگ های احمدظاهر از پرشنونده ترین آهنگ ها اند و اصالت خودرا از دست نداده اند . درباره ی احمد ظاهر تبصره ها و حرفهای گوناگونی شنیده ام که بدرستی نمیدانم چقدر روا و ناروا اند و از تمام آشنایان و دوستانش وکسانیکه در باره اش چیزهایی میدانند .به عنوان یک علاقمند آوازش صمیمانه  میخواهم که هرچه در چنته دارند بریزند بیرون و تمام دانسته گیهای خود را درموردش بنویسند . خاموشی دیگر بس است . امروز از شادروان احمد ظاهر در ایران ، تاجیکستان و دیگر جاها تجلیل به عمل می آید ولی در زادگاهش کسی دسته ی گلی برگورش نمیگذارد . بسا جای درد ودریغ است

بیست وچهارم خرداد (جوزا) 1390

بهروزخاوری

کابل ـ افغانستان