X
تبلیغات
نماشا
رایتل
پنج‌شنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1390

سیامک دیگر نیست

تقدیم به دوست خوبم مصدق پارسا نویسنده و روزنامه نگار جوان .


وقتیکه صدایت را میبندند و واژه ها را در گلویت قفل میزنند چقدر سخت است و درد ناک . دلت برای دیدن زن و فرزند پر میزند و درد فراق پیکر نحیفت را تازیانه میزند و خوشیهایت جاروب میکند . خودت هم میدانی که خانواده ات هزاران میل از تو دور هستند و رسیدن به آنها برایت ناممکن است . این لباس شخصی ها چقدر بیرحم اند و نفرت انگیز . هیچ دردت را حس نمیکنند انگار مجسمه های سنگی باشند میدانم که درین اپارتمان تنگ و دلگیر دردت به بینهایت رسیده است و هیچ چاره ای هم نداری بجز از سوختن و ساختن . شصت سال میشود که قلم میزنی و هزاران صفحه را سیاه کرده ای .
امروز درست هشتاد سال است که نفس میکشی . آیا درین هشتادسال چیزی هم در زندگی ات بنام خوشبختی وجود داشته ؟
این روز ها عجب دلتنگ شده ای پیر مرد . از خورد و خواب افتیده ای . نکن با خودت اینطوری . آخر چیزی بخور بیا از غصه خوردن که چیزی عایدت نمیشود . بیا لج نکن
آخر چرا حرف های ضد رژیم میزنی و این غول دیوانه را دیوانه تر میسازی . خاموش باش مگر نمیدانی که اگر دهنت را ببندی رسیدن به همسر محبوب و فرزندان دلبندت آسانتر میشود ؟ میدانم که وجدانت نمیگذاردت که اعتراض نکنی و خاموش بنشینی . آخر کدام انسان شرافتمند میتواند در برابر کثافت کاری های رژیم خاموش بنشیند ؟
امروز عجب دلتنگی ! کاملن افکارت درهم و برهم است . دیگر حوصله ی نداری تا ازین ساختمان شش طبقه پایین بروی و بالا بیایی . اصلن امروز از زندگی خسته ای
چه میکنی ؟ نه نه این کار را نکن سیامک !
آخر اندکی به همسرت فکر کن بدون تو چطور میتواند زندگی کند پیرزن بیچاره
نه لطفن خودکشی نکن خود را چرا از نفس کشیدن می اندازی شاید این رژیم اجازه ی رفتنت را بدهد
.................................................................................
بطرف پنجره میروی و خود را ازطبقه ی ششم ساختمان می اندازی پایین
درد دوری بستگانت را هیچ حس نمیکنی و اصلن ازین هیاهویی که بر اطراف جسدت شده هیچ سر در نمیاری
همه چیز تمام میشود
ولحظاتی بعد روزنامه های تهران با تیتر درشت مینویسند

سیامک پورزند درگذشت

بازهم دروغ نوشتند و مردم را فریفتند .

این روزنامه های حکومتی تابکی ما را میفریبند و حقایق را پنهان میسازند

حقیقت این است و چه درد ناک است . قلب ها را بدرد می آرد و چهره ی دروغ را مسخ میسازد آری آری

سیامک پورزند خودکشی کرد