X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1390

فریاد زندانی

تقدیم به دلقکان مسخره ی روزگار و چاووشان دروغین دیموکراسی


نجا پر از نفرت است

و برق و سیم خار دار

جهنمیست آتش در فروزان

و زندانی مظلومی اندرو سوزان

آه خدای من

مگر نبینی؟ حال تیره روزان

اینجا سرزمین فاجعه است

سرزمین پر از موش و مار

تو گویی جهنم و نار

بر تخت نشسته اند شغالان

و آزاده گانند نالان

مترس ای دلقک شوم

ای ناخوانده مهمان این مرز و بوم

صدای ما نشود برون ازین حصار

هزار نفرین بر تو باد

ای واژه ی مرگ

ای ابوغریب و یا گوانتانامو

اوین

ویا بگرام

و هزاران نام بدنام

از تو بوی خون میاید

و شهوت چاووشان دیموکراسی

و جور و جنون میاید

چشمان من نابینا باد

و روی منادیان دروغین آزادی سیاه باد

تا نبینم انحناهای اندام زنی

موجود لعنتیی بنام پولیس

چه پولیسی؟

زنی فاجروفاسق

که جزشهوترانی

کاری ندارد

فرزند ابلیسی

هزار نفرین بر تو باد

ای واژه ی فروش آبروی مردم

ابوغریب و یاگوانتانامو

اوین و بگرام

لعنت خدا بر تو و دموکراسی ات باد

غرب  بوش و اوبامای غدار

ای سپاهیان شیطان

ای فرزندان ابلیس

ای دزدان در جامه ی پولیس

ای خیل کفتار